نقد فیلم Shutter Island

نوشته های مرتبط
20 دیدگاه
CurvaSud

خیال میکند چاک سقوط کرده یا توسط شخصی به پایین پرت شده و توهم میزند که جنازه‌ی چاک را دیده است، دلیل فرستادن دکتری که ادعا میکند ریچل سولاندو است میشه گفت «شخصی که تدی را زیر نظر داشته باشد» شخصی که قبل از این او را زیر نظر داشت همکارش چاک یا دکترش شیان بود، اگر دقت کرده باشید وقتی او تدی را صبح از خواب بیدار میکند، خودش از قبل آماده شده برای رفتن کفش پوشیده لباسش کاملا سالم است و در دست و پا و صورتش و به طور کلی هیچ اثری از زخمی بودن و یا بهتر بگویم فراری بودن در او مشاهده نمیشود و در سلامت کامل به سر میبرد، یک فراری در همچین جزیره‌ایی با چنین طوفان هایی بدون هیچ امکاناتی نه تنها نمیتواند این همه مدت را بدون هیچگونه زخمی شدنی سر کند که حتی زنده هم نمیتواند بماند..نکته دیگر اینکه اگر دقت کرده باشید دکتر شیان به اندرو میگوید: دلورس روانی بود، افسردگی روانی داشت، تمایل به خودکشی داشت، توام الکلی بودی، به چیزایی که دیگران میگفتن(احتمالا درباره دلورس و بیماریش و بستری کردن او)توجه نمیکردی، «شما به خونه‌ی کنار دریاچه رفتین بعد از اینکه او(دلورس) عمدا آپارتمانتون رو آتش زد» پس این اندرو نبوده که آپارتمانشونو آتیش زده، دلورس بوده..کاولی به اندرو میگه:«من به همه‌ی مسئولین اینجا قول داده بودم که به بهترین وجه ممکنی که در تاریخ روانشناسی کسی نقش بازی کرده، نقش بازی کنم تا تو حالت خوب بشه» و دکتر شیان میگه:«اگه در مورد تو شکست بخوریم تمام کار هایی که اینجا میکنیم زیر سوال میره»، این یعنی همه‌ی این ها از لحظه‌ی ورود تدی به همراه چاک پروسه‌ و تلاش نهایی(به روش انسانی)بوده که برای درمان اندرو صورت گرفته، میشه دلیل جمله «در حال حاضر هممون عصبانی هستیم» رو اجبار نقش بازی کردن همه دونست

CurvaSud

درباره دیالوگ آخری که کامنت قبلی توضیح دادم باید اضافه کنم اگر اندرو کارهاش را کاملا غیرعمدی انجام میده و یا اگر دیوانه نیست و این پاپوشی‌ست که کاولی و… براش ساختن پس چرا بعد از اینکه دکتر شیان را بار دیگر چاک صدا میزند بعد از اینکه کاولی به همراه چند نفر دیگر تدی را برای رفتن به فانوس همراهی میکنن او نه تنها هیچ مقاومتی نمی‌کند که از قبل خبر دارد که اگر شیان را چاک صدا بزندآنها او رابه فانوس میبرن برای برداشتن قسمتی از مغزش!جور دیگری نیز میشه برداشت کرد،شاید تدی قصد دارد میان راه فرار کندولی ازقبل میداند که نمیتوانداز جزیره خارج شود و به احتمال زیاد میمیرد ولی چون نمیتواند با این حقیقت که همسرش را کشته و در مرگ فرزندانش مقصر است زندگی کند(زندگی مثل یک هیولا) پس تصمیم میگیرد به عنوان یک مارشال که همسرش در آتش سوزی کشته شده، بمیرد(مردن مثل یک آدم خوب)!البته هیچکدوم اینها از حقیقت ماجرا که تدی،همسرش را کشته و در مرگ فرزندانش مقصر بوده و توسط دادگاه به این جزیره برای درمان فرستاده شده، ولی او هیچوقت نتوانسته این حقایق را بپذیرد و حتی وقتی نویس او را لیدیس خطاب کرده او را به باد کتک گرفته و روانه‌ی ساختمان C کرده و همه‌ی تقصیرات را به گردن اندرو می‌اندازد و اسمش را به اوارد دنیلز تغییر میدهد(و همه‌ی اینها را به احتمال زیاد عمدا انجام میدهد)دکترها مجبورمیشن برای درمان او نقش بازی کنن و از اونجایی که داستان او را کاملا حفظن همه چیز رابرای تلاش نهایی آماده میکنن،به ریچل سولاندو شخصیتی بسیار نزدیک به همسراندرو و تقریبا نزدیک به تدی(کسی که اینجا رامنزلش تصور میکندو به همه کارکنان نقش هایی داده است)او را به کشتی برمیگردونن و به عنوان یه مارشال برای پیدا کردن یک فراری وارد جزیره میکنن

CurvaSud

به دیالوگ آخر فیلم دقت کردین؟«تدی:کدوم بدتره؟ زندگی کردن مثل یک هیولا یا مردن مثل یک مرد خوب؟»همین جمله باعث میشه یه تئوری دیگه مطرح بشه،اینکه:هم تدی بیماره،هم اینکه خودش میدونه بیماره.اون نمیتونه قبول کنه که یک هیولاست،که باعث شده بچه هاش بمیرن،که زنشو کشته!پس به عمد دست به این کارا میزنه.درباره‌ی ریچل سولاندو که کامنت قبلی توضیحاتی دربارش دادم باید اضافه کنم نه تنها ریچل سولاندوی قلابی که به تدی نشون میدن قلابیه،که حتی ریچل سولاندوی توی غار هم قلابیه!بدون هیچ شکی،وقتی تدی بعد از دیدن عکس بچه هاش از هوش میره و با قبول تمامی حقایق دوباره به هوش میاد و شروع به اعتراف میکنه اگر دقت کرده باشید اون ادعا میکنه ریچل سولاندویی اصلا وجود نداره و اندرو این اسم رو خودش ساخته و به احتمالا زیاد اسم کوچک یعنی ریچل رو از اسم کوچک دخترش یعنی ریچل لیدیس گرفته پس هیچ ریچل سولاندویی وجود نداره.به داستان ریچل سولاندو اول دقت کردین؟!وقتی تدی با ریچل سولاندویی که کاولی ادعا میکنه پیدا شده روبرو میشه و ازش میپرسه روز قبل کجا بوده،اون جواب میده «برای جیم و بچها صبحانه درست کردم،بعدش ناهار جیم رو براش گذاشته و او رفته،بعدش بچه ها رو به مدرسه فرستادم و بعدش تصمیم گرفتم در دریاچه شنا کنم»حالا این رو با زمانی که کاولی عکس بچه های اندرو رو بهش نشون میده و اندرو همه چیزو به یاد میاره مقایسه کنید«اندرو بعد از دستگیر کردن یک فراری به خونه برمیگرده،دلورس رو با لباس های خیس پیدا میکنه و ازش میپرسه بچه ها کجان و اون میگه به مدرسه رفتن،اندرو میگه شنبه ها مدرسه ها بستن و زنش میگه مدرسه من بازه و بعدش اندرو اونا رو در دریاچه پیدا میکنه»ساختگی بودن هر دو ریچل کاملا معلوم میشه و حضورشون دلیلی بوده برای درمان اندرو

94Zahra

ممنون بابت نقد بسیار دقیقتون

torabi

سلام
از نقد موشکافانه شما بسیار لذت بردم من فقط یک بار فیلم رو تماشا کردم
مشخص هست در متن فیلم به صورت عمد دائما نکاتی در تناقض با آنچه که در بیست دقیقه پایانی فیلم می بینیم در خود قرار داده .
مثلا اونجایی که تدی داشته با اون بیمار مرد روانی صحبت می کرده و مداد رو بر روی دفترچه یادداشت مدام می کشید پس از این ضعف بیمار خبر داشته و می خواسته در حالت غیر عادی از اون حرف بکشه.
ولی طبق صحبت شما بیایم از بالا به این فیلم نگاه کنیم :
به نظر من می تونیم در سکانس پایانی کل نتیجه و مفهوم فیلم رو درک کنیم
در سکانس پایانی دیدیم که تدی داشت با همکارش صحبت می کرد و در جواب همکارش پاسخی رو داد که مطابق نظر همکارش نبود، به بقیه اشاره کرد و اونا برای بردن تد با وسایل جراحی آماده شدن و تد ترجیح داد که مثل یک آدم سالم بمیره تا اینکه مثل یک آدم روانی زنده بمونه.
به نظر من اون سالم بود ولی تمرکزش رو درست از اون موقع از دست داد که اولین سیگار رو از همکارش تو کشتی تحویل گرفت و به طبع ما به عنوان بیننده همراه بازیگر نقش اول کمی گیج شدیم ولی در پایان به نظر من نتیجه اصلی رو گرفتیم.

noidea

این فیلم دیوانه کنندست..همه جوره ادمو مسخ میکنه…..بنظرمن تدی دیوونه نبود …مهم ترین چیزی که اینو تایید میکنه دیدن ریچل سولاندو توی اون غار بود…حتی همونجا به تدی گفت که اگر از قرصها یاسیگاری که بهش میدن استفاده کنه..تا 36الی48 ساعت بعد تاثییرشو میزاره…و اونجایی که توی فانوس اون اتفاقا افتاد…هموزم فکر میکنم دکترا از ی سری روشای روانشناسی و غیر انسانی یا شایدم هیپنوتیزم استفاده کردن تا این توهماتو بهش بقبولونن….ولی خب …بازم ی سری چیزایی هست که باعاش درتناقضه

Daniar

سلام و درود. مطالب عالی بودند. بنظر من اندرو بعد از قتل همسرش دیوونه میشه و به جای اینکه ببرنش زندان میبرن جزیره شاتر. اونجا دیوونگیش زیاد میشه میخواد از حقیقت فرار کنه. تو اون جزیره هم ازمایشات وحشتناک رو انجام میدادن اما فقط برای کسایی که درمان نشن. اندرو هم یه داستان میسازه تا از حقیقت فرار کنه. ولی چیزی که من نفهمیدم این بود که سکانس بعد از بیهوشی تو فانوس دریایی دوباره نور زیاد میشه درست مثل سکانس اواسط فیلم که توفان اومد و نور زیاد شد و دکتر کاولی گفت که میگرن داری. فک کنم که این توجیه میکنه دیوونگیشو چون احتمال داره که بخاطر دیوانگی یادش رفته باشه که میگرن داره ولی دکتر کاولی قرص رو بهش میده و بهتر میشه.البته هنوز ارتباط این دو سکانس با هم مشخص نیس. و اون مجسمه.

pirsa

مطمعنا نمیشه یک تیوری قطعی برای این فیلم تعریف کرد ولی سه صحنه سالم بودن تدی رو تایید میکنه. اولی صحنه ی بازجویی تدی از بیمارانی بود که ریچلی که فرار کرده بود میشناختن. یکی از بیمارا تو دفترچه ی تدی نوشت “فرار کن”. صحنه ی بعدی حرفای دکتر توی غار بود. حرفای دکتر واقعیت بود و قطعا تدی نمیتونست فقط از روی توهم زدن به واقعیت ها برسه. در واقع حرفای دکتر تکمیل کننده ی حرفای جرج هم بود.صحنه ی سوم صحنه ای بود که وقتی تدی بعد از بیرون اومدن از غار به بیمارستان برگشت و وقتی از دکتر کاولی در مورد چاک پرسید دکتر کاولی گفت شما تنها به جزیره اومدین که در واقع سعی داشت به تدی تلقین کنه اون بیماره. به نظر من تدی سالم بود .

nikitan

با مطالعه تحلیلاتون من هم تحلیل اخر رو از داستان کردم.به نظر من تدی سالم بود.مکالمه ای که با همکارش در اون روز توفانی داشت نشون می ده که یه جورایی به یک جنایت دولتی پی برده بوده و به نحوی به اون جزیره کشونده شده بود تا سر به نیست بشه.در واقع در این فیلم برخلاف انتظار ما که همیشه توقع داریم قهرمان داستان از شر ظلم و سیاهی خلاص بشه و فرار کنه این بار انگار واقعن نمی تونه و تسلیم اون سیستم سیاه می شه.شاید همون واقعیتی که الان دنیا و انسانها رو در برگرفته و نمی تونیم ازش فرار کنیم.
این آدم تنها با روشهای روانشناسانه آشفته و پریشان شد حداقل ممکنه اینطوری وانمود کرد و در نهایت نشون داد که شاید همه این مدت به بازی ها آگاه بوده ولی دیگه راه فراری نداشت

arash4ear

فوق العاده بود❣قطعا جزو بهترین تحلیل های فیلم عمرم بود

Karo

واقعا فیلم فوق‌العاده ای بود.
حتی میشه گفت شاهکار بود و به نظرم جزو 5 اثر برتر و یا حتی میتونم بگم بهترین اثر اسکورسیزی هست.

هيچوقت مزه ای شیرین اولین باری که این فیلم رو دیدم رو فراموش نمیکنم.
به شدت فیلم سرگرم کننده ای بود و پایانش هم فوق‌العاده بود و به طوری که بعید میدونم کسی بتونه پایانش رو ببین و فراموشش بکنه.

parsadosar

من هم با اینکه از اول دیوانه نبوده و طی اتفاقاتی که به وجود اومده دیوانه شده است موافقم.
در کل تحلیل بسیار دقیق و منطقی بود. ممنون از شما

Hehla

خب اگه دیوونه نبود چرا بعد از اینکه بهوش اومد باز فک میکرد چاک همکارشه با وجود اون چیزایی که تو فانوس دریایی دید

Slayer

خسته نباشی

SaeidNo1

سلام دارم این فیلم رو برای اولین بار در تاریخ 1400/01/26 می بینم شاید صحبت هایی در رابطه با فیلم شده ولی این نظر خودمه
از تدی در فیلم داره انتقام قتل هاش در المان گرفته میشه(مهاجرت مکس وون سایدو از المان!) اتفاقات زندگیه شخصیشو توی تحلیل می تونید درک کنید
داستان از جایی شروع میشه که به تدی در رابطه با اندرو لیدیس که خودش به نحوی خلقش کرده خبری می رسه که اون در شاتر ایلاند زندگی می کنه و از این موضوع چه چیزی می تونه جذابتر برای مارشال ما باشه تا خودش با پای خودش به جزیره برای بررسی داستان خیالیش بره که انگار واقعی شده و این شاید راهی بتونه براش باشه تا تلقینات به خودش رو واقعی ببینه و به خودش بگه اینها تلقین و صحنه سازی های من نیست اینجاست که وارد جایی که نباید میشد میشه
بنظر من از داخل کشتی حتی با برداشتن سیگارش و دادن سیگاری با خاصیت توهم زایی و کنترل ذهن و حتی قبل تر از این ماجرا تدیو رو برای انتقام اماده می کنن…

nasrin

تحلیل خیلی جالبی بود.
اما اگر قبول کنیم که تحلیل سوم به واقعیت نزدیک‌تره یه سوال ایجاد می‌شه که اصلا شخصیت اصلی داستان چرا علاقه داشت ک هبره به جزیره شاتر؟ و اینکه اصل اچرا ماجرایی تحت عنوان گم شدن یک بیمار به مارشال‌ها گزارش شده بود؟ در حالی که می‌دونیم چنین بیماری اصل اوجود نداشته!
آیا اونها منظورشون یافتن دکتر سولاندز بوده؟

Javid_dr

کسی که دو سال تو یه جزیره زندگی کنه ، دیگه دریازده نمیشه . اون هم با اون شدتی که اول فیلم دیکاپریو شد ..
اونجا هم چیزایی به خوردش دادن که مغزش همه چی رو قاطی میدید ، در قالب توهم و خواب .
درضمن هیچ اشاره ای به خوابهایی که دیکاپریو راجع به جنگ جهانی و کشتن اون سربازا و جزئیات دیگش نکردید تو متن تحلیلتون !؟؟!؟

Shayan_sk7255

اون دارو ها عوارض جانبی دارویی به نام کلرپرومازین هست در گوگل سرچ کنید

Keanu Reeves

یکی از شاهکار های اسکورسیزی کبیر که به سختی میشه اون اتمسفر فوق العادش و پایان بینظیرش رو فراموش کرد =]

atash_atash

(به نظرم هر دیدگاهی بیاریم باز نقیضش هست مثلا وقتی چاک و تدی میرن داخل قبرستون که قبر لیدیس رو پیدا کنن وقتی میرن داخل کلیسا پلیسه میدونه اونها کجان اینو نشون میده طبق حرفای دکتر کاولی درسته و طی دو سال اونها برای تدی نقش بازی میکنن که توهمات پلیس بودن رو کنار بگزاره و خشم تدی از اونجایی که تو دفتر دکتر کاولی معلوم میشه تا اونجایی که داره بازجویی میکنه سر بیمار داد میزنه نشون میده از جنگ و خشم هاش به یادش مونده .
و خیلی نکته های نقض دیگشم هست که آخر فیلم چرا دکتر کاولی اونو میبره به برج فانوس چون دکتر کاولی گفت اون روش ها در گذشته بوده و امروزه از درمان از روان درمانی استفاده میکنن شاید همش دروغ بوده و تدی سالم و کارگاه بوده و دیگر اینه که وقتی تدی میره میگه من رفتم دیدار توماس داخل زندان ددهام و به جزیره شاتر شک کرده بودم و میخواستم از راضش پی ببرم و اینکه وقتی بهم این پرونده خورد خودم قبول کردم
همونطور که دکتر کاولی وسطای فیلم گفت من رابطای بیرون جزیره دارم و این نظریه پیش میاد وقتی دیدن تدی میخواست از جزیره شاتر خبر دار بشه و توماس رو دید رابط های دکتر کاولی دوباره توماس رو داخل شاتر اوردن که دیگه از راض های جزیره شاتر از زندان ددهام به کس دیگه نده و یک پرونده دروغین درمورد راشل ساختن و وقتی تدی میبینه پرونده در مورد راشل هست این پرونده رو قبول میکنه و نقشه دکتر کاولی میگیره و تدی رو میارن داخل جزیره که نتونه به راض جزیره و کار های کثیف اونجا پی ببره و با قرض و قضا اونو دیوانه میکنن .
خلاصه هر نظریه بدیم یک نقضش هم هست و نباید زیاد بهش فکر کنیم )

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *